کدنویسی در Game Maker Studio – قسمت اول

کدنویسی در Game Maker Studio – قسمت اول

کد به عبارت های متنی گفته می شود که می توان با نوشتن آن، برنامه های کامپیوتری را اجرا کرد و اتفاقات درون آن را مدیریت کرد.
نوشتن این عبارات از قانون ها و قواعد خاصی پیروی می کند که در چارچوب یک زبان برنامه نویسی تعریف می شوند. هر زبان برنامه نویسی قواعد مخصوص به خود را دارد، اما اکثر قواعد کلی و اساسی در بین تمامی زبان های برنامه نویسی مشترک هستند.

نام زبان برنامه نویسی مخصوص گیم میکر Game Maker Language است که به اختصار GML نامیده می شود. سازندگان این زبان تلاش کرده اند که آن را از بسیاری از جهات به آسانترین شکل ممکن طراحی کنند. زیرا در بسیاری از زبان های برنامه نویسی قواعد و دستورات املایی و انشایی پیچیده و دست و پاگیری بر دوش برنامه نویس قرار داده اند که خوشبختانه در GML تلاش بسیاری شده که این مسایل  تا حد زیادی از عهده برنامه نویس برداشته شود و برنامه نویسی به راحت ترین شکل،امکان پذیر باشد.

برای آشنایی و شروع کار با GML بهتر است با اصول پایه که در واقع اساس تمام زبان های برنامه نویسی هستند آشنا شویم. مهمترین موضوعاتی که باید از ابتدا یاد بگیریم 3 مفهوم بسیار مهم زیر هستند:
1-  ثابت یا constant
2-  متغیر یا variable
3-  تابع یا function

ثابت ها Constants

ثابت ها به مقادیری گفته می شود که اندازه و کیفیت مشخصی دارند. مثلا اعداد جزء ثابت ها به حساب می آیند. به طور نمونه اعداد 9، 200، 47.3 ثابت هستند. یعنی یک مقدار ثابت که هرگزتغییر نمی کند؛  به این معنا که مثلا عدد 8 همیشه 8 است و نمی توان تصورکرد که برابر با یک ثابت دیگر باشد. اگر بخواهیم به ثابت های دیگری فکرکنیم،می توان به رنگ ها اشاره کرد. مثلا آبی، زرد، سفید و….

متغیرها Variables

مفهوم متغیر از همه مفاهیم دیگر در برنامه نویسی مهمتر است واگربه خوبی آن را درک کنید، تمامی مسائل دیگر برای شما قابل درک خواهد بود. متغیرها در واقع مفاهیمی هستند که بر خلاف ثابت ها می توانند مقادیر متفاوتی داشته باشند. مثلا زمانی که شما از شخصی می پرسید که سن او چقدر است، مفهوم سن یک متغیر به حساب می آید. زیرا شما نمی توانید تنها یک مقدار را برای آن قائل شوید.مثلا سن شما 18 سال است.سن پدرشما ممکن است 50 سال باشد و سن پدربزرگتان 69 سال؛ علاوه بر این سن خود شما با گذشتن زمان تغییر می کند. چون که سن فعلی شما با سن شما در سال گذشته و سال های آینده برابر نیست. بنابراین مفهوم سن یک متغیر است و برای هر شخصی ودر هر زمانی برابر با مقادیر متفاوت است.

اگر بخواهیم به مثالهای دیگری از متغیرها اشاره کنیم می توان به مفهوم جنسیت اشاره کرد. زیرا افراد از این لحاظ می توانند به دو دوسته مرد و زن تقسیم شوند. یعنی مقدار آن برای افراد مختلف متفاوت است. یا مثلا قد افراد؛ ممکن است قد انسانهای مختلف برابر با هر عدد اعشاری بین حدود 50 سانتی متر(نوزاد) تا حدود 2 متر(فرد بالغ معمولی) باشد.  همچنین این متغیر نیز برای یک فرد خاص با گذر زمان نسبت به مقدار قبلی آن تغییر می کند.

نکته خیلی مهمی که حتما در ضمن مثال های بالا متوجه شده اید این است که برای درک متغیرها، آن را برابر با یک ثابت قرار می دهیم. یعنی سن یک متغیر است که برای تصور این متغیر، آن را مثلا برابر با 50 که یک ثابت است قرار می دهیم.

تابع ها Functions

سومین اصل اساسی که دراین درس به آن می پردازیم مفهوم تابع است. تفاوت تابع با دو مفهوم قبلی آن است که تابع ها کار انجام می دهند. یعنی تابع ها را می توان در واقع یک ابزار برای به دست آوردن یک نتیجه به حساب آورد. برای روشن تر شدن این مفهوم به مثال معدل دقت کنید. مثلا فرض کنید دانش آموزی 5 امتحان را پشت سر گذاشته است و قصد دارد معدل خود را حساب کند. ریز نمرات این دانش آموز به صورت زیر است:
ریاضی=15
تاریخ=17
ادبیات فارسی=19
زبان انگلیسی=12
پرورشی=20
همانطورکه حتما می دانید برای به دست آوردن معدل یک شخص باید نمرات را با هم جمع کرد و حاصل را بر تعداد دروس تقسیم کرد. یعنی:

بر طبق این فرمول معدل شخص موردنظر ما در این مثال برابر با 16.6 خواهد بود.
بنابراین این  فرمول یک ابزار برای به دست آوردن میزان کارکرد کلی یک دانش آموز در دروس مختلف است.یعنی اگرشخصی درباره عملکرد یک دانش آموز از شما سوال کند ، می توانید با استفاده ازاین ابزار به یک معیار برای سنجش میزان موفق یا ناکام بودن آن دانش آموز دست پیدا کنید. در نتیجه فرمول معدل یک تابع به حساب می آید.

اگربه مثال خوب دقت کرده باشید متوجه می شوید که تابع به یک سری متغیر و ثابت نیاز دارد تا کارمورد نظر خود را انجام بدهد. یعنی ما برای به دست آوردن معدل دانش آموز مورد نظرمان به 5 متغیر به نام های ریاضی، تاریخ، ادبیات، زبان و پرورشی نیاز داشتیم که هر کدام نیز برابر با یک عدد ثابت با مقادیر به ترتیب 15، 17 ، 19، 12 و 20 بودند. به این متغیرها و ثابت هایی که به تابع می دهیم تا وظیفه مورد نظر ما را انجام بدهد، ورودی تابع گفته می شود و به نتیجه ای که درنهایت به ما تحویل داده می شود خروجی تابع گفته می شود. درمثال بالا خروجی تابع معدل،  عدد 16.6 بود که شاخص کلی عملکرد دانش آموز فرضی ما محسوب می شد.

امیدوارم که از مسائل مطرح شده در این درس مطالب مفیدی آموخته باشید.

 

2 دیدگاه ها

  1. Reza گفت:

    سلام الان کل زبان برنامه نویسی GML همین بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *